این سو

خرید بک لینک

امکانات وب

روز نهم جشنواره: سرو زیر آباگر نامش را جنگ نگذاریم و مصرانه معتقد به دفاعِ مقدس هم باشیم، باز در همین دفاع هم جانِ تعداد بسیاری به فجیعترین شکل گرفته شد: جسدهای بیسر، چند تکه استخوان و پیکرهای آلوده به گاز شیمیایی. سوژه «سرو زیر آب» از این منظر که سالها بعد از جنگ در تلاش است موضوع تفحص اجساد را مطرح کند، بکر است. دیگر مثل «شیار»٬ «بوی پیراهن یوسف» و یا «بوسیدن روی ماه» صرفاً با خانواده شهدا و انتظارٍ اندوهناک آنان مواجه نیستم و «باشهآهنگر» دوربین را میبرد در دل مکانی به نام «معراج» که اجساد نگهداری میشود و مسئولانی که انسان هستند و دارای ضریب خطای انسانی. تا بدینجا، طرح قصه به حدی پر کشش هست که بتوان با شخصیتهای چندوجهی، گرهافکنی و ایجاد چالش این روند را به تکامل رساند، اما فیلمساز، بعد از آنکه همین داستان پرکشش را لو میدهد، به همان میزان جسارت خود را هم از دست میدهد: آدمهای فیلم همه خوب هستند و انتخابشان باید درست باشد؛ همین باعث شده که تا آخر با یک روایت تخت و بدون فراز و نشیب روبهرو باشیم. طرح چند خردهداستانِ موازی از خانوادههای شهدا و مسئولین تفحص در کنار هم، موجب شده که درام شکل نگیرد و از طرفی، مخاطب نتواند با هیچکدام از آنان همراهی حسی داشته باشد یا مدام در پی کشف نفسانیات و درون شخصیتها باشد یا چالش تصمیمگیری در مواقع بحرانی تماشاگر را درگیر کند. گاه این سو...

ما را در سایت این سو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 20:09

روز دهم جشنواره: کارِ کثیفعرق، نفروشید که کارِ کثیفیست و آخر و عاقبت ندارد و آتش میاندازد به جانِ خود و خانوادهتان! همین خطِ روایتی را اگر به عوامل سازنده «کلید اسرار» بدهند، آنها میتوانند بیآنکه حاشیه بروند و وقتِ مخاطب را تلف کنند خیلی زودتر همین پیام اخلاقی را به تماشاگر منتقل کنند. با فیلمی مواجهیم که بخش عمده آن در ترکیه فیلمبرداری شده و خواسته یا ناخواسته اَدای دِینی کرده به سریالهای ترکیهای: گیتار دارد، مثلثِ عشقی دارد، جوانهایی دارد که بیهیچ پلانی قصد مهاجرت به آمریکا دارند و وطن جز بیکاری و فلاکت، ارمغانی برای آنان نداشته و حالا گزیری جز پناه بردن به آمریکا برایشان باقی نمانده است. به راستی، تماشای این حجم از عوامزدگی و انگشت تأکید نهادن بر سوژههای تکراری بیآنکه قالب و فرم جدیدی برای روایت انتخاب شود مگر میتواند پیامی جز خشکیدنِ چشمه خلاقیت فیلمسازان، داشته باشد؟ مگر برگزیدنِ پایانِ بازِ تلخ، را میتوان به هر فیلمی سنجاق کرد؟ و بعد هم عجز از پایانبندی و جمع کردن قصه را با آن توجیه کرد؟ بله، حوصله و صبر بسیاری میخواهد تماشای اینگونه فیلمهای جشنوارهی نااُمیدکننده سیوششم.نمره من: ۰ از ۱۰.#جشنواره_فیلم_فجربرچسبها: کار کثیف, خسرو معصومی, جشنواره فیلم فجر این سو...

ما را در سایت این سو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 20:09

فیلم آخر جشنواره: کامیونفیلمِ جاده، فیلمِ سختیست؛ خاصه زمانی که خبری از اکشن هم نباشد و تنها نقطهی قابل اتکا، گشتزنی کامیونی از این شهر به آن شهر و از این خیابان به آن خیابان باشد که در جستوجوی آدمیست که نشانی دقیقی از او وجود ندارد: همین خط سیرِ گشتن و گشتن و از آدرسی به آدرسِ دیگر رفتن، میتواند ساعتها ادامه داشته باشد و آدمهای مختلفی را وارد قصه کند که هر کدامشان هم، حرفهای ضد و نقیضی از گمشدهای به نام «بهروژ» بزنند در حالیکه همسر ایزدی او با طفلی در آغوش، همسفرِ رانندهای سنندجی شده تا نشانیای از آن غایب از نظر بیابند. همین گستردهگی فضای فیلمنامه موجب شده که بتوان بینهایت آدم را با افکار و عقاید مختلف، وارد فرآیندِ داستان کرد، بیآنکه حضورِ آنها کمکی به پیشروی فیلم کند یا در یک نقطهای با هم تلاقی پیدا کنند: تصادف با نیکی کریمیِ بازیگر، ورود پلیس، حضورِ بقال و کارگر از گلابدره تا مولوی: همه میآیند و میروند و طبیعیست این کُلاژِ حضورهای تکهتکه، بیربط و سر به هوا، دو سکانس بعدتر فراموش شوند. وقتی چنین فضای تسلسلی به وجود میآید، آنچه میتواند ناجیِ سرگیجهی ناشی از این دور خود چرخیدن، باشد، خلقِ یک پایانبندیِ غافلگیرکننده و شوکآور است اما انتخابِ «کامبوزیا پرتوی» یک انتخابِ سادهانگارانه و سرسریست؛ یعنی پایانِ باز! همین پایانِ باز، میتوانست بعد از نیم این سو...

ما را در سایت این سو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 20:09

صفحه بندی